1
. كاروانهايى
كه
با
بوق
و
دست
زدن
و
دايره
زدن
عروسى
را
به
خيابانها
مىبرند،
چه
حكمى
دارند؟
در
صورتى
كه
رعايت
موازين
اسلامى
شود
و
عروس
داراى
پوشش
باشد
نه
تنها
مانعى
ندارد
بلكه
كار
خوبى
است،
زيرا
در
برخى
از
احاديث
آمده
كه
عروسى
را
بين
مردم
اعلان
كنيد
و
اين
يكى
از
راههاى
اعلان
است،
ولى
بايد
مزاحمت
با
استراحت
مردم
نداشته
باشد
و
خلاف
مقررات
نظام
هم
نباشد.
2. نقل
شده
در
مراسم
عروسى
حضرت
خديجه(س) و
حضرت
زهرا(س) زنان
شعرخوانى
داشتهاند،
آيا
صحيح
است؟
اين
نقل
صحيح
است،
صفيه
دختر
عبدالمطلب
(عمه
پيامبر) و
برخى
زنان
بنىهاشم
و
همسران
پيامبر
در
مجلس
عروسى
حضرت
خديجه
يا
مجلس
عروسى
حضرت
فاطمه
سرود
زمزمه
مىكردند.
پيامبر
به
اسماء
كه
يكى
از
خوانندگان
عروسىها
بود
فرمود: شعر
شما
نبايد
داراى
مضمون
باطل
باشد
و
از
خواندن
شعرى
كه
داراى
مضمون
باطل
باشد،
بايد
خوددارى
شود.
3. آيا
كف
زدن
در
عروسىها
اشكال
دارد
و
يا
اينكه
اشكال
ندارد؟
كف
زدن
مردان
و
زنان
در
عروسىها
مانعى
ندارد
بلكه
كار
خوبى
دانسته
شده
است. زيرا
اعلان
عروسى
در
بين
مردم
با
هر
چيزى
كه
مقرون
به
حرام
نباشد
در
روايات
مورد
تأكيد
قرار
گرفته
است
»اعلنوه
بينكم«
و
كف
زدن
نيز
از
امورى
است
كه
باعث
اعلان
عروسى
مىشود. همچنين
گرداندن
عروس
و
داماد
با
ماشين
در
خيابانهاى
شهر
- در
صورتى
كه
موازين
اسلامى
رعايت
شود
- هيچ
گونه
اشكالى
ندارد،
زيرا
اين
راه
خود
بهترين
روش
براى
اعلان
است
كه
در
احاديث
به
آن
امر
شده
است. البته
اگر
كسى
در
باره
سند
اين
روايت
و
روايات
ديگر
اشكال
كند،
پاسخهايى
داريم
كه
بيان
آنها
از
حوصله
اينجا
خارج
است.
4. آيا
سر
و
صدا
و
شادى
در
عروسى
مطلوب
است؟
از
عناصر
استنباطى
استفاده
مىشود
كه
عروسى
بايد
با
سروصدا
و
نيز
داراى
وليمه
باشد. شيخ
طوسى
و
بيهقى
نقل
كردهاند
كه
پيامبر(ص) ازكوچهاى
مىگذشت
و
سر
و
صدايى
شنيد،
پرسيد
چه
خبر
است؟
گفتند: على
بن
هبار
عروسى
دارد،
فرمودند: اين
سر
و
صدا
براى
ازدواج
نيكوست
نه
براى
زنا. سپسفرمود: ازدواج
را
آشكار
نماييد
و
بين
خودتان
آن
را
اعلان
كنيد
و
حتما
در
آن
دف
بزنيد.
قاضى
نعمان
در
كتاب
خويش
از
امام
صادق)ع( نقل
مىكند
كه
فرمود: پيامبر
از
قوم
بنى
زريق
عبور
مىكرد
كه
نغمه
سازى
را
شنيد،
پرسيد: اينجا
چه
خبر
است؟
گفتند: فلانى
ازدواج
كرده،
حضرت
فرمود: دين
او
كامل
شد،
اين
زنا
نيست
بلكه
نكاح
است
و
نكاح
(به
گونه
مطلوب) در
پنهانى
و
بدون
اعلان
(در
ميان
مردم) نيست،
بلكه
نكاح
(به
گونه
مطلوب) آن
است
كه
صداى
نواخته
شدن
دف
به
گوش
برسد
و
يا
دودى
برخيزد
و
آن
چيزى
كه
نكاح
را
از
زنا
جدا
مىكند،
دف
است.
5. كف
زدن
به
عنوان
تشويق
شخصى
آيا
اشكال
دارد
يا
خير؟
كف
زدن
براى
تشويق
و
تقدير
از
كسانى
كه
سرود،
اشعار
يا
سخنرانى
جالب
و
گيرايى
را
در
جلسات،
سمينارها،
كنگرهها
و
كنفرانسها
ايراد
مىكنند
و
نيز
كف
زدن
در
عروسىها
بىاشكال،
بلكه
بسيار
كار
نيكو
و
پسنديدهاى
مىباشد.
6. كدامين
كف
زدن
در
شرع
مورد
نكوهش
است؟
كف
زدنى
مورد
نكوهش
است
كه
به
عنوان
عبادت
انجام
گيرد،
مانند
كفزدن
مشركان
در
جوار
خانه
خدا
كه
خداوند
در
اين
باره
فرمود: «ما
كان
صلاتهم
عند
البيت
الاّ
مكاء
و
تصديه»
يعنى
نبوده
است
صلات
آنها
در
جوار
خانه
خدا،
مگر
سوت
كشيدن
و
كف
زدن،
لذا
كف
زدنى
كه
به
عنوان
تشويق
يا
اظهار
سرور
و
خوشحالى
در
مناسبات
فرح
و
شادى
انجام
مىشود
در
اين
دسته
جا
نمىگيرد.
7. از
قرار
مسموع
جلساتى
در
نجف
اشرف
و
كربلا
به
مناسبت
ولادت
حضرت
امير(ع) در
سيزدهم
رجب
و
ولادت
امام
حسين(ع) در
سوم
شعبان
تشكيل
مىشد
و
مراجع
بزرگ
شركت
مىكردند
و
حاضران
در
جلسه
در
حضور
آنها
براى
تشويق
از
شاعران
و
سخنرانان
آن
گونه
كف
مىزدند
كه
تمام
فضاى
آن
دو
شهر
مقدس
را
فرا
مىگرفت
و
هيچ
يك
از
آنان
اشكالى
نمىكردند،
آيا
اين
نسبت
صحيح
است؟
بله
اين
نقل
صحيح
است
و
خود
سالها
در
آن
جلسات
شركت
داشتهام
و
به
چشم
شاهد
بودهام.
8. نظريه
شهيد
ثانى
را
در
باره
استحباب
اعلان
عروسى
بيان
فرماييد؟
شهيد
ثانى
در
«مسالك»
و
باب
نكاح
بر
استحباب
اعلان
عروسى،
به
حديثى
كه
در
«دعائم
الاسلام»
نقل
شده،
استدلال
كرده
و
عمل
مشهور
را
بر
طبق
خبر
ضعيف،
باعث
از
بين
رفتن
ضعف
آن
نمىداند. او
نقل
كرده
است
كه
پيامبر
ازدواج
بدون
اعلان
و
بدون
دايره
را
مكروه
مىدانست.
9. بين
فقها
مشهور
است
كه
خواندن
به
گونه
غنايى
و
آوازى
كه
حرام
است،
در
شب
عروسى
استثنا
شده
و
جايز
مىباشد،
آيا
از
نظر
حضرت
عالى
حكم
آن
چنين
است؟
بله
از
نظر
حقير
اصل
حكم
آن
اينگونه
است،
ولى
ما
در
بحثهاى
فقهى
اجتهادى
در
اين
باره
نظر
ديگرى
از
زاويه
ديگر،
براى
جواز
آن
داشتهايم
كه
برخلافنظر
ديگران
است
و
آن
نظريه
اين
است
كه
اگرچه
در
شب
عروسى
موسيقى
غنايى
را
كه
موضوع
براى
حرام
است
جايز
دانستهايم،
اما
بدين
جهت
نيست
كه
آن
موضوعا
از
غناى
حرام
محسوب
است
ولى
از
حكم
آن
استثنا
شده
- آن
گونه
كه
مقدس
اردبيلى
در
«شرح
ارشاد»
و
محقق
سبزوارى
در
«كفاية
الاحكام»
قائل
شدهاند
- بلكهبدين
جهت
است
كه
آن
را
از
حيث
موضوع
از
نوع
غناى
حرام
ندانستهايم،
چون
عروسى
بنابر
آنچه
كه
از
ادله
دريافت
مىشود
بر
پايه
شادى
و
سرور
است
و
بايد
پرسرو
صدا
باشد. به
سخن
كوتاه
آنان
جواز
غنا
در
شب
عروسى
را
از
راه
تخصيصعمومات
ادله
حرمت
غنا
به
ادله
خاصه
دانستهاند
و
ما
از
باب
تخصص
جواز
آن
را
قائل
شدهايم.
10. مستدعى
است
اگر
استحضار
داريد
فقهايى
كه
آواز
(غنا) را
در
عروسىها
از
حرمت
غنا
استثنا
دانستهاند
نام
ببريد؟
بله
بسيارى
از
فقها
به
اين
استثنا
تصريح
دارند،
از
جمله
شيخ
طوسى
در
«نهايه»،
علامه
در
«تذكرة
الفقها»
و
«قواعد»،
محقق
حلى
در
«مختصر
نافع»،
شهيد
اول
در
«دروس»،
شهيد
دوم
در
«مسالك»،
مقدس
اردبيلى
در
«مجمع
الفائدة
و
البرهان»،
آية
اللّه
خويى
در
«مصباح
الفقاهة»
و
امام
خمينى
در
«تحرير
الوسيله». ولى
بايد
دانست
آنان
در
عروسىها
غنا
و
آواز
را
در
صورتى
مباح
و
حلال
دانستهاند
كه
مقرون
به
چيز
حرام
نباشد.
در
هر
حال
آنان
كه
غناى
حرام
را
در
عروسىها
تجويز
كردهاند،
ادلهاى
را
كه
به
گونه
عام
بر
حرمت
آن
دلالت
دارند،
به
دليل
خاص
براى
آنها
تخصيص
قائل
شدند. پس
موضوعا
غناى
در
عروسى
را
در
غناى
حرام
داخل
مىدانند،
ولى
از
حيث
حكم
به
دليل
خاص
آن
را
خارج
مىدانند. ولى
اينجانب
بر
خلاف
نظرات
معروف
در
اين
باره
غنا
و
آواز
شب
عروسى
را
از
نوع
غناى
حرام
موضوعا
نمىدانم،
چون
در
عروسى
بنابر
سرور
و
شادى
است
و
بدين
جهت
غنا
و
آواز
در
شب
عروسى
از
ادله
حرمت
غنا
تخصصا
خارج
است
نه
از
باب
تخصيص.