تصدی گری زنان

   

1. شرايطى را كه براى تصدى مقامات است بيان فرماييد؟
آن شرايط عباتند از: دانايى، توانايى وتدبير ومديريت. شخصى كه اينها را دارا باشد، مى‏تواند مقامات را تصدى نمايد، چه آنكه او مرد باشد و چه زن. بر اين اساس در صورتى كه زن در جامعه اسلامى داراى شرايط مذكور باشد و موازين شرعى را از حيث پوششى كه اسلام گفته رعايت نمايد، مى‏تواند مقامات اجتماعى، سياسى، علمى، فرهنگى، هنرى، مديريتى و رياست‏ها، از هرنوع و قسمى كه باشند تصدى نمايد.

2. براى حضور زنان در جامعه، در بعد علمى و فرهنگى و هنرى محدوديتى نيست و يا آنكه محدوديت وجود دارد؟
براى زنان در مبانى اسلامى محدوديتى در بعد علمى و فرهنگى و هنرى نيست و در همه آنها آزادند مثل رفتن به دانشگاه يا هر نوع مركز علمى و فرهنگى و هنرى، در صورتى كه شرايط را دارا باشند مانعى برايشان نيست و تنها امرى كه باعث جلوگيرى آنها از آن مى‏شود، راهى است كه باعث فساد اخلاق و خلاف شرع و عمل ناپسند آنان شود، كه در اين جهت زنان و مردان مساوى مى‏باشند و براى هر دو جنس شرعا حرام است و بايد از آن جلوگيرى شوند.

3. ادامه تحصيل براى زنان اگر اساتيد آنها مرد باشند جايز است؟
ادامه تحصيل براى زنان در دانشگاه‏ها و غير آنها، حتى اگر اساتيد آنها مرد باشند و مردان هم در جلسات درس شركت داشته باشند، در صورتى كه حدود شرع را در پوشش و غير آن رعايت كنند مانعى ندارد.

4. آيا زن و مرد در تصدى وظايف اجتماعى مساوى مى‏باشند؟
زن و مرد در تصدى مقامات و وظايف اجتماعى و سياسى با هم مساوى مى‏باشند و هيچ گونه برترى مرد بر زن ندارد و تساوى آنها در وظايف اجتماعى به اين معنا است كه هر يك بايد بر طبق استعداد، لياقت، توانايى، دانايى و شايستگى كه براى انجام وظايف دارند، آنها را تصدى كنند.

5. آيا زن و مرد در مزد كار مساوى مى‏باشند؟
زن و مرد در مزد كار نسبت به عملى كه انجام مى‏دهند، مساوى مى‏باشند بلكه اگر زن عملى را از مرد بهتر انجام مى‏دهد، جايز است بيشتر از مرد مزد بگيرد.

6. آيا زن همانند مرد حق تصميم گرفتن در باره سرنوشتش را دارد؟
زن و مرد حق تصميم گرفتن در باره سرنوشتشان را دارند و هر دو برخوردار از آزادى‏اند و حق انتخاب كردن، رأى دادن، انتخاب شدن، آموزش و غيره را به گونه مساوى دارند.

7. براى زن جايز است قاضى شود؟
براى زن تصدى مقام قضاوت اگر شرايط آن را دارا باشد، مانعى ندارد.

8. آيا براى زن جايز است رانندگى را نزد مرد اجنبى آموزش ببيند؟
براى زن جايز است كه رانندگى را نزد مرد اجنبى، به شرط اينكه مستلزم حرامى نباشد ياد بگيرد.

9. كار كردن جوانان در فروشگاه‏هاى لباس‏هاى زنانه و وسايل آرايش حرام است يا خير؟
فى نفسه جايز است و داراى منع نمى‏باشد.

10. آيا براى زنان پوشيدن لباس‏هاى بدن‏نما و عريان در عروسى‏ها و مانند آن، در صورتى كه از نگاه مردان نامحرم محفوظ باشند، جايز است يا خير؟
بله جايز است.

انگشتر ها

. آيا مد و مدگرايى و مدسازى از نگاه شرعى اشكال دارد؟
اگر مقصود از مد تنوع در نوع لباس‏ها و وسايل زندگى از هر نوع و قسمى كه باشد، در صورتى كه از راه مشروع باشد و در آن تبذير و اسراف نباشد، هيچ گونه اشكالى را به همراه ندارد.

2. آيا براى زن جايز است به جاى پوشش سر از كلاه‏گيس استفاده كند؟
زنى كه موى سر خود را به وسيله كلاه‏گيس به جاى چادر يا روسرى مى‏پوشاند، در صورتى كه موى سر و تمام بدن زن به استثناى چهره و دو دست پوشيده گردد، شرعا كفايت مى‏كند و نظر كردن به آن هم حرام نمى‏باشد، زيرا پوشيدن بدن و موى سر كه از نامحرم بر او شرعا واجب است با اين وسيله حاصل مى‏شود. در مبانى شرعى نوع خاصى از پوشش معين نشده و لذا هر چيزى كه مو و بدن زن را به استثناى چهره و دو دست بپوشاند، شرعا كفايت مى‏كند، مگر نوع خاصى از پوشش كه عرفا باعث مفسده شود و نبايد از آن براى پوشش استفاده شود.

3. آيا پوشيدن طلاى سفيد و انگشتر طلا بر مردان حرام است يا خير؟
بله حرام است.

4. آيا پوشيدن چيزى كه داراى رنگ طلا است اشكال دارد يا خير؟
اشكال ندارد.

5. براى مردان پوشيدن انگشترى كه از پلاتين ساخته شده مانعى دارد؟
مانعى ندارد.

6. آيا روكش طلا بر روى دندان اشكال دارد يا اينكه اشكال ندارد؟
اشكال ندارد.

7. آيا عينكى را كه آب طلا داده شده مرد مى‏تواند به چشم خود بزند؟
جايز است.

8. آيا انداختن زنجير طلا به گردن توسط مردان را جايز مى‏دانيد؟
جايز نيست.

9. آيا دختر مى‏تواند به پسرى جوان و يا زن به مردى در درس و غير آن با رعايت موازين شرعى كمك كند؟
فى نفسه اشكال ندارد، مگر هنگامى كه باعث مفسده‏اى شود.

10. زنان تا چه حد مى‏توانند مقامات و وظايف را در حكومت اسلامى تصدى نمايند؟
زنان از نگاه مبانى اسلامى همانند مردان مجاز به تصدى مقامات و وظايف در حكومت اسلامى مى‏باشند. آنان مى‏توانند نقش حساسى در بناى حكومت اسلامى همانند مردان داشته باشند و مى‏توانند مسئوليت‏هايى را به عهده گيرند و اين بدان جهت است كه تصدى مقامات و وظايف اجتماعى شرايطى دارند و هر كس آنها را دارا باشد، مى‏تواند مقامات را تصدى كند و در آنها جنسيت خاص مطرح نيست.

. آيا مزدى كه زنان خواننده در عروسى‏ها مى‏گيرند، حلال است؟

1. آيا مزدى كه زنان خواننده در عروسى‏ها مى‏گيرند، حلال است؟
مزدى كه زنان خواننده در عروسى‏ها مى‏گيرند، هيچ گونه اشكالى ندارد.

2. آيا رواياتى در باره خواندن زنان در عروسى‏ها وارد شده است؟
بله وارد شده و بجاست برخى از روايات را در اين زمينه بيان كنيم:
1. امام صادق(ع) در مورد درآمد زنان خواننده مى‏فرمايد: مزدى كه به زن خواننده در عروسى‏ها داده مى‏شود فى نفسه اشكال ندارد، زيرا در عروسى‏ها فقط زنان حضور دارند و مردان حاضر نيستند؛
2. در روايت ديگر فرمود: منعى نيست از كسب زنى كه در عروسى‏ها مى‏خواند؛
3. در روايت ديگر در پاسخ كسى كه از كسب زنان خواننده پرسش نمود، فرمود: براى زنان خواننده كه دعوت به عروسى مى‏شوند، مانعى نيست.
از روايات مذكور به روشنى مى‏توان نتيجه گرفت كه خواندن زن خواننده براى زنان و در مجالس عروسى فى نفسه اشكالى ندارد و به تبع آن درآمدى هم كه از اين راه كسب مى‏شود حلال است و مزدى كه مردان خواننده هم در عروسى‏ها مى‏گيرند اشكال ندارد، البته در صورتى كه آواز آنها به گونه لهوى و اشعار آنها داراى مضمون باطل نباشد.

3. ديدگاه شرع نسبت به هنر چيست؟
از نگاه شرع اسلام هر هنرى كه توسط هنرمند ارائه شود، اگر وسيله صلاح و اصلاح و براى جامعه مفيد باشد، مورد تاييد و مدح و ستايش است و هر هنرى كه وسيله فساد و افساد و براى جامعه مضر باشد، مورد منع و نكوهش قرار دارد. اسلام‏هيچ گاه با فيلم‏هاى سينمايى و مجموعه‏هاى تلويزيونى آموزنده كه وسيله‏اى براى تبليغ و نشر ارزش‏هاى اخلاقى، دينى، آموزشى و اجتماعى باشند، مخالف نبوده و نيست و با هنرهايى مخالف است كه باعث ترويج بى بند و بارى و فساد گردند و به عنوان وسيله‏اى براى تخريب خانواده‏ها و نابودى ارزش‏هاى دينى و فضايل انسانى و اسلامى مورد سوء استفاده قرار گيرند.

4. آيا هنرمند از نظر جنسى (زن يا مرد بودن) حد و مرزى دارد؟
حد و مرزى ندارد و هنرمند، هنرمند است از هر جنسى كه باشد. بنابراين حضور خانم‏ها در تمام زمينه‏ها و عرصه‏هاى هنرى با رعايت موازين اسلامى مانعى ندارد. امروزه خانم‏ها در كارهاى پخش راديو، تلويزيون، تئاتر و سينما موفق بوده و توانايى‏هاى خود را با حفظ موازين دينى و ارزش‏هاى اخلاقى در ابعاد گوناگون هنرى ثابت كرده‏اند. هنرمندان (چه مرد و چه زن) داراى رسالتى مشتركند تا بتوانند از راه هنر، به ارزش‏ها در ابعاد گوناگون زندگى و فرهنگ كشور، به گونه جالب و جذاب و گيرا و فراگير، تعالى بخشند.

5. برخى بر اين باورند كه مبانى اسلامى با انواع هنرها و زيبايى‏ها مخالف است، آيا اين باور درست است يا خير؟
اين باور درست نيست، زيرا اسلام در مبانى خويش براى زيبايى‏ها و هنرها اهميت قائل شده است و برخلاف باور آنها بايد گفت روح ديانت بر زيبايى و ظرافت و آراستگى تكيه دارد. مكتب اسلام، مكتب روح، عواطف و احساسات پاك فطرى است و قوانين آن با آهنگ موزون فطرت هماهنگ است. بايد دانست هستى با همه چهره‏هاى جذاب، دلپذير و روح‏افزا و همه شگفتى و اسرار و همه جلوه‏هايش، آفريده خداوند است و زشت و نازيبا نيست. او نيكوترين، شايسته‏ترين و بهترين پديدآورندگان است.
خداوند زيبايى را نشانه‏اى از نشانه‏هاى خود معرفى كرده است. همه چيز را در نيكوترين شكل آفريده و زينت، زيبايى، استوارى و نظم را نشانه‏اى از نشانه‏هاى خود معرفى كرده است. با داشتن چنين باورى هرگز نمى‏توان پذيرفت كه اسلام به عنوان يك دين الهى، با همه زيبايى‏ها، هنرها، صداهاى دلپذير و جلوه‏هاى روح‏انگيز هستى به جدال و مبارزه برخاسته و آنها را نكوهيده باشد.

6. آيا تصدى بيان احكام در زمان خاصى در اختيار ناآگاهان بوده است؟
متأسفانه در طول تاريخ افرادى اين گونه، به ويژه در قرن يازدهم و دوازدهم و... متصدى بيان احكام بوده‏اند و مسائلى را به عنوان اسلام براى مردم مطرح كرده‏اند، كه آن مسائل در ميان مردم جايگزين مسائل اسلامى شده و براساس گفته‏هاى آنان مردم داراى ذهنيت‏هايى شده‏اند كه هيچ گونه هماهنگى با واقعيت‏هاى اسلامى ندارند. تحول اين ذهنيت‏هاى باطل به ذهنيت‏هاى صحيح، نياز به تلاش و كوشش بسيار دارد و يكى از راه‏هايى كه در اين باره مى‏تواند نقش خوبى داشته باشد مراجعه كردن مردم به كسانى است كه آگاهى كامل از اسلام و مبانى اجتهادى آن و زمان و شرايط و واقعيت‏هاى آن دارند، نه مراجعه به آنهايى كه فاقد اين ويژگى‏ها مى‏باشند. امروزه تشخيص هر دو دسته براى مردم ما كه از آگاهى سرشار برخوردارند، امر مشكلى نيست.

7. آيا انكار پوشش موجب ارتداد مى‏شود؟
اصل حجاب اسلامى كه در كتاب خدا آمده است رعايت آن واجب و جاى ترديدى نيست، ولى انكار آن براى كسانى كه توجه به ضرورى بودن آن بر اثر شبهه ندارند، باعث ارتداد آنان نمى‏شود. زيرا مستلزم انكار نبوت پيامبر و يا انكار خداوند نيست و تنها چيزى كه باعث مى‏شود گناه و فسق است، چون انكار آن انكار واجبى از واجبات الهى است.

8. آيا پرده كشيدن بين دختران و پسران در مراكز تحصيلى و دانشگاهى از نظر شرعى لازم است يا خير؟
لازم نيست، زيرا اين كار حساسيت برانگيز است و موجب مى‏شود كه مسلمين مورد تمسخر جوامع فرهنگى قرار گيرند، زيرا پرده‏كشى بين آنها گوياى آن است كه مسلمانان داراى فرهنگ دينى، مذهبى، فضايل اخلاقى و ارزش‏هاى انسانى نبوده و با اين كار گفته‏هاى جوامع فرهنگى غرب را - اينكه مسلمانان داراى فرهنگ اخلاقى و انسانى نيستند - مورد تأييد قرار مى‏دهيم.

9. مسئولان در ارتباط با فرهنگ دينى و مذهبى چه وظيفه‏اى در زمينه حجاب بانوان دارند؟
بر مسئولان است كه به جاى پرده‏كشى، كوشش و تلاش نمايند سطح معرفت دينى و فرهنگ مذهبى و فضايل انسانى و ارزش‏هاى اخلاقى دختران و پسران را افزايش دهند. به هر حال نظر اسلام به جدايى بين آنها از راه ياد شده نيست و تنها چيزى كه به آن نظر دارد پاك نگاه داشتن محيط و مراكز تحصيلى و از بين بردن زمينه‏هاى فساد اخلاقى و اجتماعى و رعايت موازين شرعى مى‏باشد، كه از جمله آن موازين، رعايت پوشش كامل به استثناى چهره و دو دست تا مچ و آشكار نساختن زينت‏ها و سخن نگفتن به گونه تحريك‏آميز مى‏باشد و در مبانى اسلامى به اين موارد تأكيد شده است.

10. معروف است در مبانى اسلامى پوشيدن لباس سياه رنگ منع شده و برخى از علما هم آن را حرام دانسته‏اند، لطفا در اين باره توضيح دهيد؟
بله درست است و در برخى از مبانى حديثى اسلام نماز خواندن، مُحرم شدن و كفن كردن مرده با پارچه سياه منع شده است. سبب منع و نهى اينها آن است كه لباس فراعنه و لباس لشكريان بنى عباس، براى ايجاد رعب، وحشت و ارائه كبريا سياه بود و با آن در ميان مردم ظاهر مى‏شدند. علاوه بر اينها در دوره معاصر مى‏بينيم كه لباس سياه سمبل و پوشش اعضاى حزب نازى آلمان و حزب فاشيست ايتاليا بوده است. بر اين اساس برخى از عالمانى كه داراى شيوه اخبارى‏گرى بودند و نيز برخى از عالمانى كه داراى شيوه اصولى احتياطى در مقام استنباط بوده‏اند - به مقتضاى ظاهر اخبار و روايات - پوشيدن لباسى را كه داراى رنگ سياه باشد حرام دانسته‏اند.

لباس سیاه


. شما چگونه پوشيدن لباس سياه رنگ را جايز مى‏دانيد، با اينكه بعضى روايات آن را منع كرده و برخى از علما هم آن را حرام دانسته‏اند؟
ما با دو كار فقاهتى آن را جايز دانسته‏ايم، يكى از راه حمل ظاهر بر نص و ديگرى از راه قانون تحول اجتهاد با تحول زمان و شرايط آن. از راه اول از حرمت كه مستفاد از ظاهر اخبار است رفع يد كرديم و از راه دوم از كراهت كه مستفاد از نص اخبار است دست برداشتيم.

2. در مبانى اسلامى به چه رنگ‏هايى در لباس توصيه شده است؟
به رنگ‏هاى سفيد، سبز، زرد و آبى. امروزه روان‏شناسان براى هر يك از اينها فايده‏هايى بيان كرده‏اند، مثلا براى رنگ سفيد گفته‏اند گرما را از انسان دور مى‏كند و رنگ سبز براى او آرام‏بخش و رنگ زرد براى او شادى‏بخش و رنگ آبى براى او معنوى‏بخش است.

3. چه عاملى باعث عدم استفاده مردم از رنگ‏هاى مورد پسند اسلام در لباس شده است؟
باعث تأسف است كه پوشيدن لباس‏ها با رنگ‏هاى مورد مدح احاديث و كارشناسان و روان‏شناسان، بر اثر حرف‏هاى افراد ناآگاه، در جامعه باعث ايجاد حساسيت شده و مردم آنها را مورد استفاده قرار نمى‏دهند، ولى پوشيدن لباس‏ها با رنگ‏هاى مورد مذمت و نكوهش مبانى اسلامى، چون در جامعه موجب حساسيت نمى‏شود، مردم آنها را مورد استفاده قرار مى‏دهند. پس منشأ حساسيت‏ها و ذهنيت‏هاى مردم در باره پوشيدن لباس‏ها با رنگ‏هاى مطلوب از نظر شرع، اسلام نيست، بلكه افراد ناآگاه و بسته‏ذهن و نداشتن ذوق و سليقه آنان است.

4. امروزه ديده مى‏شود برخى از ارگان‏هاى رسمى و غيررسمى، فرهنگى و غيرفرهنگى، جوانان را به واسطه نوع آراستن موى سر مورد مؤاخذه قرار مى‏دهند، به نظر شما اين برخوردها ريشه اسلامى دارند؟
خير اين برخوردها ناشى از سليقه و ذوق شخصى آنهاست و ريشه اسلامى ندارند، زيرا در مبانى اسلامى آراستن و مرتب كردن مو و شانه زدن آن مورد مدح و ستايش قرار گرفته و مراقبت از آن را لازم دانسته‏اند.
از امام صادق(ع) نقل شده كه فرمودند: كسى كه مايل است داراى موى بلند باشد بايد از آن به خوبى مراقبت نمايد و اگر در باره آن كوتاهى نمايد، بايد آن را بتراشد و فرمودند: موى زيبا جزء كرامت‏هاى الهى است، آن را گرامى داريد.
حضرت رسول(ص) فرموده‏اند: زيباترين زيبايى‏ها موى نيكو است كه پوششى الهى است و بايد آن را گرامى بداريد و در ادامه فرمودند: بعد از موى نيكو بهترين زيبايى‏ها آهنگ صداى نيكو است كه از مواهب الهى است و خداوند صداى نيكو را دوست مى‏دارد.

5. آيا بر زنان الزامى است كه داراى حجاب چادر باشند؟
چادر براى زنان حجاب خوبى است ولى الزامى نيست، آن چيزى كه براى زنان الزامى است، پوشاندن خودشان به استثناى چهره و دو دست از نامحرم مى‏باشد و نوع خاصى از پوشش براى آن مطرح نيست و با هر وسيله‏اى كه حاصل شود كفايت مى‏كند. البته در اينكه چادر براى همه زنان پوشش خوبى است جاى ترديد نيست، ولى براى زنان شاغل در مراكز ادارى، درمانى، دانشگاهى و صحنه‏هاى سياسى و اجتماعى، پوشش اسلامى در صورتى كه به گونه كامل شرايط آن رعايت شود، از پوشش‏هاى ديگر بهتر است، زيرا پوششى كه رعايت آن بر زنان واجب شده، با آن بهتر مى‏توانند حفظ كنند.

6. آيا نگاه به زنانى كه حجاب اسلامى را رعايت نمى‏كنند، حرام است؟
زنانى كه حجاب شرعى واجب را رعايت نمى‏كنند و امر به معروف و نهى از منكر در آنها نيز اثرى ندارد، نگاه كردن به آنها در صورتى كه به گونه ريبه و لذت نباشد اشكال ندارد.

7. آيا زن مى‏تواند براى سفر نزد عكاس نامحرم عكس بگيرد؟
اگر زنى سفرى را قصد كند كه بايد بدون پوشش شرعى عكس بدهد، اگر عكاس از محارم او باشد، بايد بر آن بسنده نمايد و اگر از محارم او نباشد، در صورت ضرورت مى‏تواند از راه غير او عكس را تحصيل نمايد.

8. آيا پوشيدن پيراهن آستين كوتاه براى جوانان و مردان اشكال دارد؟
اشكالى ندارد، وجوب پوشش در مردان با زنان از نظر كمى و كيفى با هم فرق دارد، حال اگر موجب مفسده شود )كه نمى‏شود( در چنين فرضى بايد از آن پرهيز كرد.

9. پرسش . آیا زمان بلوغ پسران رسیدن به سن خاصی است؟
در پسران میزان احتلام است و سن خاص نیست.

10. پرسش . مستدعى است نظر خود را در مورد زمان بلوغ دختران به گونه واضح و روشن بيان فرماييد؟
از نظر من زمان پيدايش بلوغ دختران سن خاص نيست، نه سن نه سالگى كه معروف است و نه سن سيزده سالگى كه فيض كاشانى قائل است و نه سن پانزده سالگى كه شيخ طوسى مى‏گويد و نه سن هيجده سالگى كه اعلاميه حقوق بشر مى‏گويد ونه سن هيجده سالگى كه ابوحنيفه قائل شده ونه سن پانزده سالگى كه حنبليان و شافعيان تعيين كرده‏اند، بلكه زمان پيدايش بلوغ دختران را عادت ماهانه مى‏دانيم، زيرا تا تخمك در رحم پيدا نشود توانايى بر توليد مثل پيدا نمى‏شود و نمايانگر پيدايش آن همان حيض است. اما دخترانى كه بر اثر عوارض مزاجى عادت ماهانه ندارند، زمان بلوغشان هنگامى است كه دختران خويشان و فاميل و محل، عادت ماهانه مى‏شوند.

11. پرسش . نظر شما در مورد سن يائسگى زنان چيست؟
از نظر ما سن خاصى براى يائسگى زن ملاك نيست. زيرا يائسگى امرى طبيعى است وزمانى زن يائسه مى‏شود كه رحم او قابليّت انعقاد نطفه ورشد ونمو آن را نداشته باشد وبه اين جهت نمى‏توان سن خاصى را علامت يائسگى قرار داد. بنابراين قرار دادن سن 50 سال به عنوان علامت يائسگى در زن غيرسيده وسن 60 سال به عنوان علامت يائسگى در زن سيده، مورد پذيرش اينجانب نمى‏باشد.

12. ارتباط دختران و پسران را در مراكز علمى و دانشگاهى چگونه ارزيابى مى‏كنيد؟
اگر ارتباط بين آنها در حد برنامه‏هاى تحصيلى، تعليم، تعلم و ارائه فضايل اخلاقى و ارزش‏هاى والاى انسانى باشد و نيز توأم با اصول عفت و رعايت موازين اسلامى باشد، مانعى ندارد و اما اگر ارتباط بين آنها به قصد مذكور نباشد و موازين اسلامى در آن رعايت نشود و مقدمه‏اى براى فساد باشد، جايز نيست و ارتباط خصوصى بين آنها تنها در صورتى ممكن است كه رابطه همسرى بين آنها طبق موازين شرعى برقرار گردد.


فتوای جدید

1. كاروان‏هايى كه با بوق و دست زدن و دايره زدن عروسى را به خيابان‏ها مى‏برند، چه حكمى دارند؟
در صورتى كه رعايت موازين اسلامى شود و عروس داراى پوشش باشد نه تنها مانعى ندارد بلكه كار خوبى است، زيرا در برخى از احاديث آمده كه عروسى را بين مردم اعلان كنيد و اين يكى از راه‏هاى اعلان است، ولى بايد مزاحمت با استراحت مردم نداشته باشد و خلاف مقررات نظام هم نباشد.

2. نقل شده در مراسم عروسى حضرت خديجه(س) و حضرت زهرا(س) زنان شعرخوانى داشته‏اند، آيا صحيح است؟
اين نقل صحيح است، صفيه دختر عبدالمطلب (عمه پيامبر) و برخى زنان بنى‏هاشم و همسران پيامبر در مجلس عروسى حضرت خديجه يا مجلس عروسى حضرت فاطمه سرود زمزمه مى‏كردند.
پيامبر به اسماء كه يكى از خوانندگان عروسى‏ها بود فرمود: شعر شما نبايد داراى مضمون باطل باشد و از خواندن شعرى كه داراى مضمون باطل باشد، بايد خوددارى شود.

3. آيا كف زدن در عروسى‏ها اشكال دارد و يا اينكه اشكال ندارد؟
كف زدن مردان و زنان در عروسى‏ها مانعى ندارد بلكه كار خوبى دانسته شده است. زيرا اعلان عروسى در بين مردم با هر چيزى كه مقرون به حرام نباشد در روايات مورد تأكيد قرار گرفته است »اعلنوه بينكم« و كف زدن نيز از امورى است كه باعث اعلان عروسى مى‏شود. همچنين گرداندن عروس و داماد با ماشين در خيابان‏هاى شهر - در صورتى كه موازين اسلامى رعايت شود - هيچ گونه اشكالى ندارد، زيرا اين راه خود بهترين روش براى اعلان است كه در احاديث به آن امر شده است. البته اگر كسى در باره سند اين روايت و روايات ديگر اشكال كند، پاسخ‏هايى داريم كه بيان آنها از حوصله اينجا خارج است.

4. آيا سر و صدا و شادى در عروسى مطلوب است؟
از عناصر استنباطى استفاده مى‏شود كه عروسى بايد با سروصدا و نيز داراى وليمه باشد. شيخ طوسى و بيهقى نقل كرده‏اند كه پيامبر(ص) ازكوچه‏اى مى‏گذشت و سر و صدايى شنيد، پرسيد چه خبر است؟ گفتند: على بن هبار عروسى دارد، فرمودند: اين سر و صدا براى ازدواج نيكوست نه براى زنا. سپس‏فرمود: ازدواج را آشكار نماييد و بين خودتان آن را اعلان كنيد و حتما در آن دف بزنيد.
قاضى نعمان در كتاب خويش از امام صادق)ع( نقل مى‏كند كه فرمود: پيامبر از قوم بنى زريق عبور مى‏كرد كه نغمه سازى را شنيد، پرسيد: اينجا چه خبر است؟ گفتند: فلانى ازدواج كرده، حضرت فرمود: دين او كامل شد، اين زنا نيست بلكه نكاح است و نكاح (به گونه مطلوب) در پنهانى و بدون اعلان (در ميان مردم) نيست، بلكه نكاح (به گونه مطلوب) آن است كه صداى نواخته شدن دف به گوش برسد و يا دودى برخيزد و آن چيزى كه نكاح را از زنا جدا مى‏كند، دف است.

5. كف زدن به عنوان تشويق شخصى آيا اشكال دارد يا خير؟
كف زدن براى تشويق و تقدير از كسانى كه سرود، اشعار يا سخنرانى جالب و گيرايى را در جلسات، سمينارها، كنگره‏ها و كنفرانس‏ها ايراد مى‏كنند و نيز كف زدن در عروسى‏ها بى‏اشكال، بلكه بسيار كار نيكو و پسنديده‏اى مى‏باشد.

6. كدامين كف زدن در شرع مورد نكوهش است؟
كف زدنى مورد نكوهش است كه به عنوان عبادت انجام گيرد، مانند كف‏زدن مشركان در جوار خانه خدا كه خداوند در اين باره فرمود: «ما كان صلاتهم عند البيت الاّ مكاء و تصديه» يعنى نبوده است صلات آنها در جوار خانه خدا، مگر سوت كشيدن و كف زدن، لذا كف زدنى كه به عنوان تشويق يا اظهار سرور و خوشحالى در مناسبات فرح و شادى انجام مى‏شود در اين دسته جا نمى‏گيرد.

7. از قرار مسموع جلساتى در نجف اشرف و كربلا به مناسبت ولادت حضرت امير(ع) در سيزدهم رجب و ولادت امام حسين(ع) در سوم شعبان تشكيل مى‏شد و مراجع بزرگ شركت مى‏كردند و حاضران در جلسه در حضور آنها براى تشويق از شاعران و سخنرانان آن گونه كف مى‏زدند كه تمام فضاى آن دو شهر مقدس را فرا مى‏گرفت و هيچ يك از آنان اشكالى نمى‏كردند، آيا اين نسبت صحيح است؟
بله اين نقل صحيح است و خود سال‏ها در آن جلسات شركت داشته‏ام و به چشم شاهد بوده‏ام.

8. نظريه شهيد ثانى را در باره استحباب اعلان عروسى بيان فرماييد؟
شهيد ثانى در «مسالك» و باب نكاح بر استحباب اعلان عروسى، به حديثى كه در «دعائم الاسلام» نقل شده، استدلال كرده و عمل مشهور را بر طبق خبر ضعيف، باعث از بين رفتن ضعف آن نمى‏داند. او نقل كرده است كه پيامبر ازدواج بدون اعلان و بدون دايره را مكروه مى‏دانست.

9. بين فقها مشهور است كه خواندن به گونه غنايى و آوازى كه حرام است، در شب عروسى استثنا شده و جايز مى‏باشد، آيا از نظر حضرت عالى حكم آن چنين است؟
بله از نظر حقير اصل حكم آن اينگونه است، ولى ما در بحث‏هاى فقهى اجتهادى در اين باره نظر ديگرى از زاويه ديگر، براى جواز آن داشته‏ايم كه برخلاف‏نظر ديگران است و آن نظريه اين است كه اگرچه در شب عروسى موسيقى غنايى را كه موضوع براى حرام است جايز دانسته‏ايم، اما بدين جهت نيست كه آن موضوعا از غناى حرام محسوب است ولى از حكم آن استثنا شده - آن گونه كه مقدس اردبيلى در «شرح ارشاد» و محقق سبزوارى در «كفاية الاحكام» قائل شده‏اند - بلكه‏بدين جهت است كه آن را از حيث موضوع از نوع غناى حرام ندانسته‏ايم، چون عروسى بنابر آنچه كه از ادله دريافت مى‏شود بر پايه شادى و سرور است و بايد پرسرو صدا باشد. به سخن كوتاه آنان جواز غنا در شب عروسى را از راه تخصيص‏عمومات ادله حرمت غنا به ادله خاصه دانسته‏اند و ما از باب تخصص جواز آن را قائل شده‏ايم.

10. مستدعى است اگر استحضار داريد فقهايى كه آواز (غنا) را در عروسى‏ها از حرمت غنا استثنا دانسته‏اند نام ببريد؟
بله بسيارى از فقها به اين استثنا تصريح دارند، از جمله شيخ طوسى در «نهايه»، علامه در «تذكرة الفقها» و «قواعد»، محقق حلى در «مختصر نافع»، شهيد اول در «دروس»، شهيد دوم در «مسالك»، مقدس اردبيلى در «مجمع الفائدة و البرهان»، آية اللّه خويى در «مصباح الفقاهة» و امام خمينى در «تحرير الوسيله». ولى بايد دانست آنان در عروسى‏ها غنا و آواز را در صورتى مباح و حلال دانسته‏اند كه مقرون به چيز حرام نباشد.
در هر حال آنان كه غناى حرام را در عروسى‏ها تجويز كرده‏اند، ادله‏اى را كه به گونه عام بر حرمت آن دلالت دارند، به دليل خاص براى آنها تخصيص قائل شدند. پس موضوعا غناى در عروسى را در غناى حرام داخل مى‏دانند، ولى از حيث حكم به دليل خاص آن را خارج مى‏دانند. ولى اينجانب بر خلاف نظرات معروف در اين باره غنا و آواز شب عروسى را از نوع غناى حرام موضوعا نمى‏دانم، چون در عروسى بنابر سرور و شادى است و بدين جهت غنا و آواز در شب عروسى از ادله حرمت غنا تخصصا خارج است نه از باب تخصيص.