جدید
. پرسش : آيا در عقد ازدواج فضولى جارى است؟ پاسخ : بله جارى است و لذا با اجازه آن صحيح مىشود، پس اگر زنى را به گونه فضولى و بدون اذن به عقد مردى درآورند و بعد كه فهميد، آن را اجازه دهد، عقد صحيح مىشود و تمام آثار بر آن بار مىگردد. ٢. پرسش : آيا بايد اجازه در عقد ازدواج فضولى فورى باشد؟ پاسخ : لازم نيست پس اگر پس از مدت طولانى هم اجازه عقد پديد آيد عقد صحيح مىشود. ٣. پرسش : آيا لفظ خاصى در اجازه عقد فضولى اعتبار شده است؟ پاسخ : لفظ خاصى در آن اعتبار نشده و هر لفظى كه گوياى رضايت صاحب اجازه باشد كفايت مىكند، بلكه هر عملى كه دلالت بر آن داشته باشد نيز كفايت مىكند. ٤. پرسش : اگر شخصى زنى را به طور فضولى به عقد مردى درآورد ولى خود آن زن با مرد ديگرى ازدواج نمايد، كدام يك از آن دو عقد داراى اثر و صحيح است؟ پاسخ : عقد خود زن صحيح است وبراى اجازه عقد فضولى زمينهاى باقى نمىماند. ٥. پرسش : آيا رضايت قلبى در صحت عقد فضولى كفايت مىكند؟ پاسخ : كفايت نمىكند و نياز به اجازه دارد. ٦. پرسش : اگر مردى بر اثر عدم تمكين زن و بدخلقى او از دادگاه تقاضاى طلاق نمايد، آيا جايز است مرد را به پرداخت مبلغى وادار كنند؟ پاسخ : تنها بر مرد است كه مهريه و نفقه را به زن بپردازد و چيز ديگرى را نمىتوانند بر او تحميل كنند. ٧. پرسش : اگر مرد براى زن تعهدى در ضمن عقد لازم نموده باشد، مثل اينكه بر مرد شرط كرده باشد در صورتى كه او را طلاق دهد بايد فلان مبلغ را به وى بپردازد، آيا بر زوج لازم است كه به شرط عمل نمايد؟ پاسخ : در اين صورت بر زوج لازم است بر طبق شرط عمل نمايد. ٨. پرسش : در سند ازدواجى در ستون مهريه (پانصد سكه به ذمه زوج) نوشته شده و در ستون شرايط مكتوب شده كه زوج متعهد مىگردد خانهاى را كه (در زمين معيّن و با حدود معيّن) قرار است توسط ادارهاى كه زوج در آن كار مىكند ساخته شود و در اختيار زوج قرار گيرد، به زوجه تمليك كند و در عبارت قيد شده كه اين هم جزء مهريه است. بعدا اداره مربوطه به عللى نتوانسته است آن خانه را در آن زمين احداث كند و در عوض در زمين ديگرى ساخته و تحويل زوج داده است، آيا زوجه مىتواند زوج را الزام به تحويل عين خانه جديد نمايد؟ پاسخ : اگر مقصود اصلى زوج و زوجه در فرض سؤال يك باب خانهاى كه ساخته مىشود بوده و تعيّن آن در مكان خاص از طوارى قصد آن بوده است، بدين معنى كه قصد زوج و زوجه مقيد به خانه خاص در مكان معين نبوده، اما چون قصد ادارهاى كه در آن كار مىكند اين بوده كه خانهاى را كه در مكان خاص مىسازد به زوج بدهد و از اين رو آن را جزء مهر قرار داده است، در اين فرض بايد زوج خانهاى را كه اداره در جاى ديگر براى او ساخته است، به عنوان مهريه به زوج واگذار نمايد. اما اگر مقصود اصلى و واقعى زوج و زوجه همان خانه خاص و در مكان معين بوده است، در فرض ساخته نشدن خانه در آن مكان بر زوج لازم است كه قيمت آن را به او بپردازد، زيرا در هر دو فرض اصل مهر ثابت است. اما اگر بين زوج و زوجه اختلاف شود به اينكه زوج مدعى خصوصيت خانه معين در مكان خاص به عنوان مهريه باشد و زوجه منكر آن باشد، بايد مسأله را طبق موازين قضايى حل كرد و مطابق موازين قضايى بر زوج لازم است بر خصوصيتى كه مدعى است، اقامه بينه كند و اگر اقامه نكرد زوجه با قسم خويش مىتواند حق خود را ثابت نمايد و اگر زوجه قسم نخورد در اين فرض اگر زوج قسم بخورد، مدعايش ثابت مىشود و اگر زوج قسم نخورد، دعوايش كه خصوصيت است ساقط مىشود و نظر زوجه ثابت مىگردد و مىتواند خانهاى را كه در مكان معين ساخته نشده و در مكان ديگر ساخته شده را از زوج به عنوان مهريه بگيرد. ٩. پرسش : اگر در ضمن عقد ازدواج و يا عقد لازم ديگر زن بر مرد شرط كند كه زن ديگر نگيرد، آيا بر او واجب است كه آن شرط را رعايت و برطبق آن عمل كند؟ پاسخ : بله بر او واجب است كه آن را رعايت كند. البته اگر مرد شرط مذكور را رعايت نكرد و با زنى ازدواج كرد، ازدواج صحيح است و عمل نكردن مرد بر طبق شرطى كه بر او شده مانع از صحت ازدواج نمىشود. ١٠. پرسش : آيا در عقد ازدواج شرط خيار فسخ جايز است يا خير؟ پاسخ : جايز نيست.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر ۱۳۹۵ ساعت 17:26 توسط
|
این وبلاگ برای تبلیغ اندیشه های آیت الله جناتی درست شده است