جدید
نظرات جديد و نوآورىهاى حضرت آية اللّه العظمى جنّاتى
حضرت آية اللّه العظمى جنّاتى سالها در ارتباط با موضوعات مستحدثه و مسائل جديد ومظاهر نوين زندگى و رويدادهاى نو به نوى جامعه، پژوهشهاى مستمرى داشتهاند و آنها را با توجه به شرايط زمان، مكان، عرف ونياز جامعه (كه تحول آنها داراى تأثير در تحول اجتهاد مىباشند)، براساس مبانى فقه اجتهادى و عناصر اصلى استنباط در محافل علمى ومراكز فرهنگى و نشريهها و مصاحبهها مطرح و به بحث گذاشتهاند و با ارائه نظرات جديد خود (كه بيش از صد نظريه است) راهگشاى پژوهشگران وعالمان بودهاند. تعدادى از آرا و فتاواى جديد معظم له عبارتند از:
مسائل تقليد
عدم تعيّن تقليد از مجتهد اعلم؛ زيرا از مجتهدى بايد تقليد كرد كه واجد شرايط به گونه كامل باشد و تعيين مجتهد اعلم از بين دو مجتهد مطلق به معناى معروف آن كه استادتر در به دست آوردن حكم خدا باشد، تصوير ندارد نه ثبوتا و نه اثباتا و اما به معناى غير معروف آن كه يكى كمتر اشتباه مىكند و ديگرى بيشتر در مقام تفريع و تطبيق، اگر چه به اين معنا تصوير دارد، ولى تعيين آن حتى براى مجتهدى كه هم رديف آنها باشد بسيار مشكل است؛
شرط نبودن مرد در تقليد و اگر زنى داراى شرايط اجتهاد باشد تقليد از او جايز است؛
جايز شمردن تقليد ميت ابتدائا. البته فتواى شريف العلماى آملى استاد شيخ اعظم انصارى و سعيد العلماى مازندرانى و نيز فتواى مرحوم ميرزاى قمى همين بوده است ولى دليل معظم له غير از دليل آنها در اين فتوا مىباشد.
موارد تعميم حكم
تعميم حكم احتكار به هر چيزى كه براى جامعه ضرر داشته باشد واختصاص نداشتن احتكار به گندم و جو و خرما و كشمش كه در نصوص آمده است؛
تعميم حكم زكات در غير 9 چيزى كه در نصوص وارد شده است، در صورتى كه شرايط آن محقق شود؛
تعميم حكم شرط بندى و برد و باخت در مسابقه اسبدوانى وتيراندازى به هر وسيلهاى كه تمرين با آن، در جنگ (براى حفظ حدود اسلامى و جلوگيرى از تسلط دشمنان اسلام) مفيد باشد؛
موارد تحديد حكم
محدود دانستن حكم جواز احيا و تملك در زمينهاى موات كه در نصوص به گونه مطلق آمده است (آن گونه كه احياى آنها در زمان صدور روايات معمول ومتداول بوده است)؛ زيرا امروزه با پيدايش وسايل وابزار جديد، اگر در احياى آنها محدوديتى نباشد، با مصالح جامعه منافات دارد؛
محدود دانستن جواز بهرهبردارى از انفال (مانند مراتع وجنگلها) كه در نصوص به گونه مطلق آمده وجواز تصرف در آنها بدون قيد وحد ومرز، پيامدها وخسارتهاى جبران ناپذيرى براى جامعه ومحيط زيست دارد ودر جلد دوم توضيح المسائل مفصلا بيان شده است؛
محدود دانستن حكم به حرمت شركت و استفاده از چيزهاى مباح و حلال در سفرهاى كه شراب در آن قرار دارد، بر موردى كه صاحب آن مسلمان يا در كشور اسلامى باشد و اما اگر صاحب سفره مسلمان نباشد ودر كشور غير اسلامى باشد، چنين حكمى ندارد؛
موارد اختصاص نداشتن حكم
اختصاص نداشتن ديه به شتر و گاو و گوسفند و اينكه مىتوان با غير آنها نيز ديه را ادا كرد؛
جواز تصدى اجراى حد براى غير امام معصوم؛
نظريه در مورد حكم مرتد و رجم
نظريه در باره مرتد و محارب كه ايشان حكم آن را منحصر به مرتدى مىدانند كه ثابت شود او در صدد براندازى و نابودى اصل اسلام است؛
بيان اشكال در مشروعيت رجم به دليل نبودن دليل معتبر؛
موارد جواز انجام كار
جواز كنترل جمعيت كه دليل آن در جلد دوم توضيح المسائل بيان شده است؛
جواز تغيير جنسيت در موردى كه زمينه براى آن باشد؛
جواز شبيه سازى در ضمن شرايطى كه دارد؛
جواز تلقيح مصنوعى؛
جواز جايگزينى رحم و صحت اجاره آن براى رشد اسپرم مرد ونطفه زنى كه رحم او توانايى بر نمو و رشد و تكامل نطفه را ندارد؛
جواز آبستنى زن با اسپرم غير همسر در صورتى كه همسر وى عقيم و راضى باشد و اين كار با ارتكاب حرام شرعى همراه نباشد؛
جواز تشريح بدن ميت با مراعات شرايطى كه دارد؛
جواز پيوند اعضاى انسان؛
جواز اهداى اعضاى انسان؛
جواز خريد و فروش برخى از اعضاى بدن؛
جواز خواندن به گونه غنايى و آوازى كه حرام است در مجالس عروسى، به دليل ادله استثناى آن در مجالس عروسى؛
حلال بودن مزدى كه خوانندگان زن و مرد در عروسىها مىگيرند؛
جواز اجراى موسيقى غنايى غير لهوى؛
جواز خريد و فروش آلات موسيقى كه در لهو ممحض نباشند واز آلات مشترك محسوب باشند؛
جواز رقص زنان براى زنان و رقص مردان براى مردان در عروسىها وشادىها؛
جواز خواندن سرودهاى حماسى، دينى، مذهبى، اخلاقى، اجتماعى وعرفانى توسط زنان و مردان با هم، آن گونه كه معمول است وبه آن گروه كر يا همخوان گفته مىشود؛
جواز كف زدن در عروسىها وشادىها ودر مقام تشويق؛
جواز شنيدن آهنگهاى كلاسيك كه احساس خوشايندى در انسان پديدار مىسازند و در رفع خستگى و آرامش اعصاب مؤثرند و غرض از آن لهو نيست؛
جواز عقد به زبان فارسى براى فارسى زبانان و جواز آن براى هر قومى به زبان خودش؛
صحت طلاق هر صاحب مذهبى كه مطابق مذهب خودش زنش را مطلقه سازد؛
جواز تصدى مقامات اجتماعى براى زنان مانند: رياست جمهورى، قضاوت، مرجعيت دينى و همه مسئوليتها، در صورتى كه شرايط آنها را دارا باشند؛
جواز خارج شدن زن از منزل شوهرش بدون اجازه او، اگر منافات با حق شوهر نداشته باشد؛
ارث زن از تركه همسرش از منقول و غير منقول؛
حلال بودن تزكيه با استيل؛
جواز بازى با آلات قمار مانند شطرنج، پاسور، نرد، بولينگ، بيليارد و نيز جز اينها، در صورتى كه مقصود از آن ورزش فكرى وتقويت بنيه رياضى باشد واما اگر مقصود از آن برد و باخت باشد حرام است؛
امروزه در بانكها از گيرندگان وام مقدارى سود بانكى مىگيرند وبه صاحبان سپرده سود مىدهند وداراى عناوين مختلفى مانند مضاربه، جعاله و... مىباشد كه با توجه به تورم موجود ربا نيست واشكالى ندارد. البته در برخى موارد ربا وجود دارد كه مىتوان آن را برطرف كرد؛
جواز ستارهشناسى؛
جواز قيافهشناسى؛
جواز مجسمهسازى به دليل نبود مفاسد زمانهاى گذشته در آن؛
جواز خريد و فروش هر چيزى كه در آن فايده حلال باشد؛
جواز استعمال آلات موسيقى كه هنرمندان براى جاانداختن وپرداختن وتنظيم نمودن سرودهاى مفيد در بعد دينى، مذهبى، اخلاقى، اجتماعى وفرهنگى به كار مىگيرند؛
زمان بلوغ دختران
علامت بلوغ دختر حيض است و نه سن خاص؛ زيرا به نظر ايشان بلوغ امرى طبيعى است و تا تخمك در رحم پيدا نشود، توانايى بر توليد مثل وكار جنسى به وجود نمىآيد وپيدايش تخمك در رحم دختر وحيض نشانه بلوغ است (نه سن خاص) و هيچگاه نمىتوان سن خاصى را علامت بلوغ دختر دانست؛
شرط نبودن اذن پدر در صحت عقد ازدواج دختر، اگر دختر توانايى بر درك مصلحت ومفسده را داشته باشد وتحت تأثير عواطف واحساسات قرار نگيرد؛
زمان يائسگى زن
علامت يائسگى زن سن خاصى نمىباشد؛ زيرا ايشان يائسگى را امرى طبيعى مىدانند و زمانى زن يائسه مىشود كه رحم او براى پرورش ورشد ونمو نطفه، توانايى وقابليت نداشته باشد و به اين جهت نمىتوان سن خاصى را علامت براى آن قرار داد. با اين حساب در نظر گرفتن سن 50 سال به عنوان زمان يائسگى زنى كه از سادات نيست و در نظر گرفتن سن 60 سال به عنوان زمان يائسگى زنى كه از سادات است، مورد پذيرش ايشان نمىباشد؛
مسائل غير مسلمانان
طهارت ذاتى همه اهل كتاب، مشركين و ملحدين از نظر جسمى؛
طهارت ذاتى همه انسانها در هر مسلك ومذهبى كه قرار دارند؛
جواز ازدواج مردان مسلمان با زنان اهل كتاب، نه با زنان مشرك وملحد؛
قرار دادن جزيه بر اهل ذمه (كه در پناه اسلام قرار دارند) برافراد وبراموال وبر غير آنها؛
حلال بودن ذبايح اهل كتاب، نه مشركين وملحدين وغير آنها؛
ديه مسلمان وغير مسلمان از حيث مقدار؛
مسائل مربوط به حج
قرار دادن ادنى الحل مانند مواقيت ديگر وبى هيچ تفاوتى؛
كفايت خوردن سنگريزهها در رمى جمرات به هر نقطهاى كه ستون در آن قرار دارد، چه به خود ستون برخورد كند و چه به مكانى كه سنگريزهها در آن جمع مىشوند؛
جواز ذبح قربانى در غير منى اگر نيازمندى در منى نباشد كه از گوشت آن استفاده نمايد؛
كفايت يك قربانىهنگام گرانى براى اهل يك سفره (يك كاروان). البته مقتضاى برخى احاديث اگرچه اين است، ولى ميزان گرانى و برخى از خصوصيات اين مسأله مورد تأمل است.؛
صحت حج كسى كه در شب دهم ذيحجه مقدارى از وقت را در مشعرالحرام درك كرده باشد، اگرچه وقوف ما بين طلوعين را در آن عمدا درك نكرده باشد، ولى كفاره دارد؛
مسائل متفرقه
وجوب پوشش تمام بدن زن به استثناى چهره و دو دست، با هر نوع پوششى كه باشد؛
پذيرش تحول اجتهاد با تحول زمان، مكان، عرف واحوال انسان؛
نپذيرفتن قانون تحول شريعت با تحول زمان و پذيرش قانون تحول اجتهاد با تحول زمان؛
ثبوت حق تأليف وحق نشر (كپى رايت) براى مؤلفان ومبتكران شرعا؛
بطلان قاعده تسامح در ادله سنن؛
مفاد قاعده الزام حكم واقعى است، نه اباحه ومشروعيت كه بين فقها معروف است؛
جواز شبيهسازى انسان و فرزندى كه از او به وجود مىآيد واينكه از حيث حكم مانند فرزند طبيعى انسان است؛
ايشان آرا ونظرات نوينى در ارتباط با ابواب ديگر فقه ارائه نمودهاند كه پس از تنظيم، در فرصتهاى ديگر ارائه خواهند شد.
این وبلاگ برای تبلیغ اندیشه های آیت الله جناتی درست شده است